تبليغاتX
عشق
باید قلبت را آنقدر از عاطفه لبریز کنی که اگر روزی افتاد و شکست همه جا عطر گل یاس پراکنده شود

داغدا پائیز اولاندا

ساری سنبل سولاندا

یارا ائلچی گوندررم

اون بئش یاشی دولاندا

عزیزیم گؤل آلاندا

ساچا سنبل آلاندا

یاریم یادیما دوشر

الیمه گؤل آلاندا

گؤزوم قالدی او قاشدا

او پیکده او قاشدا

مجنون تک دلی گؤیلوم

گزیری داغدا داشدا

بیر گورچین کیمی دن سیزلمیشم! بولبولم یازدا چمن سیزلمیشم!

اوز دیارمدا وطن سیزلمیشم! هیچ بیلرسن نیجه سن سیزلمیشم!!!!!!!!!!!

داغ باشیندا اکین اولماز...

اکین اولسا بیچین اولماز...

دنیادا مین گوزل اولسا...

بیری سنین تکین اولماز...

محبت قوجالماز

عشق آزالماز

دوست آیرلماز

یاخچلیق یرده قالماز

دوست دوستی آتماز

یاریما اولسون سلام

قوی کی دییم بیر کلام

ایستییرم من سنی

ایسته منی والسلام

اگر بیز ایکیمیز ده یاپراق اولساق پاییز فصلینده من سنن تئز یئره دوشه جاغام تا سن دوشنده سنی

اوز قوجاغیما آلیم .

گوروم شیر دنیادا پیر اولماسین

گوروم تولکو جنگلده شیر اولماسین

ستمکار خلقه امیر اولماسین

بوتون پاک اورکللر گوروم شاد اولا

مقدس آذربایجان دائم آباد اولا

قیزیل گولم ، در منی

مخمل اوسته سر منی

آللاه اوزی شاهیدی

چوخ ایسترم من سنی.

بیر دنیز دؤشون : (سوسوز) بیر اینسان دؤشون :  (مؤتسوز) بیر گئجه دؤشون : (یوخوسوز) بیر باهار دؤشون : (چیچیک سیز) بیر ده منی دؤشون :(دیل سیز)...

دره دن دانیشیرام قورخوسان " دره نین دومانی وار ، سئلی وار "

داغدان دانیشیرام قورخوسان "داغین اؤچورومو وار ، قاری وار "

دره بیر یانا ، داغ بیر یانا ، یاشاییشدان دا دانیشیرام قورخوسان ، اؤزون بیل قارداش ! آمما آغیر درد دی قورخوب یاشاماق...!

گؤزون بیر سئوگیلی ، ایستکلی گؤرسه ، روحون سئوسه ، سوندان گلر دیوانه لیک .

من کی سنی گورمه میشم  ، سئومه میشم ، سنه عاشیق اؤلمامیشام ، ندن بئله دیواننم ای "آزادلیق"

"گیزلی سؤز"

اَن گیزلی سؤزلری ، باغلی دیلیمین اوجوندا اکمیشم ، آچیلسا بیر گؤن ! اؤنجه دانیشاجاق نه لر چکمیشم...!

منیم چؤرک سیز و سوسوز قالدیغیم گونوم چوخ اولوب ، آمما اومودسوز قالدیغیم گونوم هئچ اولماییب. "آتا بابک"

نئچه ایل دیر سنی سئویرم ... آنجاق سنی هر زاماندا سئومیشم ... آمما هر دفعه دوداقلارینا یاخینلاشماق ایسته یَنده نیفرتله سیلیب منی آتیرسان...!

+ نوشته شده در  شنبه 22 خرداد1389ساعت 23:8  توسط میلاد  | 

کفش هایم را گم کرده ام

دیشب که به خواب تو آمدم

تا بگویم هنوز دوستت دارم

باید همان اطراف باشد

کنار تختخواب تو...

آنجا بود که از پایم بیرونشان آوردم

و کنار تو خوابیدم

سرم را نزدیک تر آوردم

و در گوشت نجوا کردم...هنوز دوستت دارم

شاید وقتی خواب بوده ام

تو کفش هایم را پوشیده ای

و به خواب او رفته ای

تا بگویی... هنوز دوستش داری

کفش هایم را گم کرده ام.


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد
+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 20:30  توسط میلاد  | 

 

دوستت دارم به زبان انگلیسی

I LOVE YOU

دوستت دارم به زبان ایتالیایی

ُTIAMO

دوستت دارم به زبان یونانی

SAYAPA PHILA SA

دوستت دارم به زبان ترکی استانبلیSEVIYOR  SENY UM                                                      

دوستت دارم به زبان ارمنی

SIROUM EM KE2

دوستت دارم به زبان فرانسوی

JET TALME

دوستت دارم به زبان هندی

MAI TUJHE PYAUT KAITHAHO

دوستت دارم به زبان آلمانی

ICH LIBLE DICH

دوستت دارم به زبان روسی

YA YAS LIUBLI

دوستت دارم به زبان فارسی

DOOOOOOSET DARAMMMM

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 بهمن1388ساعت 22:28  توسط میلاد  | 

 22بهمن ماه يوم الله يوم الله
                   

۲۲بهمن:در روز 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامي ايران پس از سالها مجاهدت، ايثار، فداكاري

و مقاومت در راه رضاي الهي با رهبري بي نظير حضرت امام خميني و به همت مردم سرافراز ايران به

پيروزي نهايي رسيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 بهمن1388ساعت 22:13  توسط میلاد  | 

ویژگی های کلی:
این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوارشده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!
 
 
خصوصیات دانشجویان دختر:

ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها errorمیدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال gf نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد!} فقط برای عملیات قضای حاجت به wc می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!) درفاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند!
 
 
ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقداربسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.
اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)   
 
 
 
ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده wc قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدامیکنند . همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!
 
 
 
ترم 4 – با واژه bf آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازکمیشودوسیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به wc میروند!همیشه در دانشگاه از قسمتهای ''پر پسر'' عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالامخشو بزن دیگه چلمن!)شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدنهای مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟
 
 
 
ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (bf ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سرکلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با wc کار دارند!چون bf دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه
فکر میکنن فقط خودشونن که bf دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایشآرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و bfشان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)
 
 
 
ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!
 
 
 
ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!
 
 
 
ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونارو.......!)جای جایدانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم
پا می دهند.عضو مارشال – مدرن میشوند و عکس امیر حجوانی را میبینند.(متوجه میشوند خداوند چه علاقه بسیار زیادی به خلق گلابی دارد!! احتمالاًامیر جون همون گلابی هستش که از پشت کامیون افتاده ..........!!!) به امیر حجوانی پیشنهاد دوستی میدهند و از چاله به چاه می افتند!!!!

بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 دی1388ساعت 22:21  توسط میلاد  | 

عشق از دید اشخاص مختلف

 عشق از دید حاج آقا :استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی

(جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانان را به راه راست هدایت کند)
 

عشق از دید یک ریاضیدان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول

(جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوست دارم)

عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ی ما عشق... نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو    واسمون گرفت.

(جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ...)

عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقی

(جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی)

عشق از دید یک دختر دانش آموز کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی، بغلم میکردی ، سرمو میزاشتی رو شونه هات                                                                                  

(جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم )

عشق از دید مادر بزرگم : این حرفهای بد رونزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دخترخانوم و باکمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست     

(جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری)

عشق از دید ... (خودتون میفهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه ی عمل کردن دماغمو نمیدی ... ، واسه ناهار بریم سورنتو، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز خریده ( به قول بعضی ها دوو منگل) تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری

(جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوستت هم دارم)

 

عشق از دید کسی که باراول که عاشق میشه :عزیزم باور کن حتی یک لحظه بدون تو نمیتونم زندگی کنم، تو واسم همه دنیایی

(جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم )

 

عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه میخوابم

(جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )

 

عشق از دید یک راننده : "رادیات عشق من از برایت جوش آمده" ،" باور نداری بر آمپرم بنگر"

(جمله ی عاشقانه: عزیزم دوست دارم... بو بو بوغ )

 

عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم ...

(جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم )

 

عشق از دید ارازل و اوباش : عشق .. سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالی نداری ...

(جمله ی عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بیا بالا خوش میگذره )


عشق ازدید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک

(جمله ی عاشقانه : برو کشکت رو بساب)

+ نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 23:39  توسط میلاد  | 

اتل متل توتوله

این پسره سوسوله


موهاش همیشه سیخه

نگاش همیشه میخه


چت میکنه همیشه

بی مخ زدن؟نمیشه

 

پول از خودش نداره

باباش رو قال میذاره

 


دی اند جیشو میپوشه

میشینه بعد یه گوشه



زنگ میزنه به دافش

میبنده هی به نافش



که من دوست میدارم

تاج سرم میذارم



صورت رو کردی میک آپ

بیا بریم کافی شاپ


تو کافی شاپ،می خنده

همش خالی میبنده


بهم میگن خدایی!

چقدر بابا بلائی!


همه رو من حریفم

میذارم توی کیفم


هزارتا داف فدامن

منتظر یه نامن


ولی تویی نگارم

برات برنامه دارم


اگه مشکل نداری

میام به خواستگاری!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 19:9  توسط میلاد  | 

برای گفتن دوستت دارم تنها لحظه ای کافی است،

اما برای اینکه نشان بدهید چقدر...

یک عمر زمان لازم است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 23:47  توسط میلاد  | 



رمضان ماه خدا



ماه مهمانی در راه است




ای ضیوف رحمان آیا خود را مهیا نموده ایم.
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 23:23  توسط میلاد  | 

برای تو می نویسم

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست

برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی
برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی
برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است

تو را دوست دارم

نگاهت را کلامت را وآغوش مهربانت را

تو را دوست دارم به اندازه ی تمام رنگ های زیبا ی دنیا

نه کم است

به اندازه ی تمام زیبایی های دنیا

نه باز هم کم است

تو را به اندازه ی تمام دنیا دوست دارم

من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس کردم

در هر نفسم عطرت را حس کردم

و با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را زندگی کردم

دیگر در پس کوچه های خاطراتت جستجویم نکن مرا نخواهی یافت

که من در تو محو شده ام

و چه در هم آمیختن زیبایی


+ نوشته شده در  سه شنبه 13 مرداد1388ساعت 23:12  توسط میلاد  |